أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

26

فتوح البلدان ( فارسى )

بود - يارى دهند . آنان در پى آن شدند كه آسيا سنگى را بر پيامبر افكنند و او از نزد ايشان بازگشت « 1 » و كس پيش آنان فرستاد و بفرمود تا به سبب غدر و نقض عهد از بلاد وى كوچ كنند . بنو نضير از اين كار اباء ورزيدند و اعلام جنگ كردند . رسول الله ( ص ) سوى ايشان لشكر كشيد و پانزده شب آنان را در حصار گرفت . سپس به صلح رضا دادند ، بر اين قرار كه از بلاد وى خارج شوند و آنچه اشتران ايشان حمل توانند كرد - جز آلات حرب و حلقه - با خود برگيرند و زمين و نخلها و حلقه و ساير جنگ افزارهايشان از آن رسول الله ( ص ) باشد . حلقه ، زره‌ها را گويند . اموال بنو نضير خالصهء رسول الله ( ص ) بود و اراضى زير نخلهاى ايشان را كشت مىكرد كه قوت سالانهء عائله و همسرانش از آن برآورده مىشد و آنچه زياده مىماند در خريد ستوران و سلاح صرف مىكرد . رسول الله ( ص ) از زمينهاى بنو نضير به ابو بكر و عبد الرحمن بن عوف و ابو دجانه سماك بن خرشهء ساعدى و ديگران به اقطاع بداد . امر بنو نضير در سال چهارم هجرت پيش آمد . واقدى گويد : مخيريق از طايفهء بنو نضير حبر « 2 » عالمى بود و به رسول الله ( ص ) ايمان آورد و اموال خود را از آن وى ساخت . آن اموال هفت حائط « 3 » بود كه رسول الله ( ص ) همه را صدقه قرار

--> ( 1 ) . بنا به روايات ، پيامبر كنار حصار بنو نضير نشسته انتظار پاسخ مىكشيد و در اين حال يهوديان به شور نشسته رأى چنين دادند كه كسى بالاى حصار رفته سنگى بر او افكند . لكن جبرئيل رسول را خبر داد و او از آن جاى برخاست و راه مدينه پيش گرفت ( ناسخ التواريخ ، كتاب اول از مجلد دوم ) . ( 2 ) . حبر به معنى دانشمند و پيشواى مذهبى يهودى است . ( 3 ) . واژهء حائط و نيز لفظ حائر كه چند مورد در اين كتاب به كار رفته به معنى پرچين